شهریور ۳۱, ۱۳۹۶

سریال سازی به سبک شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی

سریال سازی به سبک شبکه‌های ماهواره‌ای فارسیReviewed by عموسَت on May 14Rating: ۵.۰سریال سازی به سبک شبکه‌های ماهواره‌ای فارسیتلویزیون ایران چند سالی است که با معضل ریزش مخاطب دست به گریبان است. شبکه های ماهواره ای با انواع برنامه های سبک زندگی ( lifestyle)، فیلم ها و سریال های خارجی طیف گسترده ای از مخاطبان را در سراسر ایران جذب کرده اند و گوی سبقت را از تلویزیون ایران ربوده اند

تلویزیون ایران چند سالی است که با معضل ریزش مخاطب دست به گریبان است. شبکه های ماهواره ای با انواع برنامه های سبک زندگی ( lifestyle)، فیلم ها و سریال های خارجی طیف گسترده ای از مخاطبان را در سراسر ایران جذب کرده اند و گوی سبقت را از تلویزیون ایران ربوده اند. حالا این شبکه ها با ساخت سریال های کاملاً ایرانی به دنبال جذب مخاطب بیشتری هستند. آیا اتفاق جدیدی در حوزه شبکه های ماهواره ای در حال شکل گیری است؟ و آیا صدا و سیما حریفی قدرتمندتر پیدا کرده است؟

rooyae_Shirin

اولین بار آرتور سی کلارک، نویسنده روسی الاصلِ داستان های علمی تخیلی، در سال ۱۹۴۵ پیشنهاد داد ماهواره ای به فضا فرستاده شود تا همه ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی را پوشش دهد. اما پرتاب نخستین ماهواره جهان، که اسپوتنیک ۱ نام داشت، یک دهه بعد یعنی در سال ۱۹۵۷ ( ۱۳۳۶) انجام شد. این سرآغاز دورانی بود که می توان آن را عصر ماهواره نامید. البته مدت زمانی طول کشید تا فعالیت تجاری ماهواره ها و به دنبال آن ماهواره های تلویزیونی گسترش پیدا کنند.

اما در ایران هنوز هم بشقاب های ماهواره ای بزرگ، گران قیمت، غیر قانونی و از همه مهم تر تابو بودند. ماهواره های تلویزیونی در ابتدای امر، بیشتر در سلطه شبکه های ترک و اروپایی بودند و هنوز خبری از ماهواره های فارسی زبان نبود. خبرها از شبکه های رادیویی به دست می آمد و برنامه های فرهنگی و تفریحی، از ویدیو های سالانه شبکه های محلی امریکایی، که دست به دست به مخاطبانشان در ایران می رسید.

سال ۱۳۷۹ اما شروع دوران شبکه های ماهواره ای در ایران است. شبکه محلی NITV به مدیریت ضیا آتابای اولین شبکه ماهواره ای فارسی زبان بود که طی ماجرایی عجیب و بدون اطلاع مدیران آن بر روی ماهواره هاتبرد قابل دریافت شد. بعد از آن شبکه های ماهواره ای گسترش فراوانی یافتند. اکثر برنامه های شبکه های ماهواره ای که مرکز بیشترشان هم لس آنجلس بود شوهای متکی به مجری، اخبار و پخش فیلم های قبل از انقلاب بود.

سال ۱۳۸۲ شبکه PMC با رویکرد حرفه ای به موسیقی، رویکرد شبکه های ماهواره ای را تغییر داد و گروه جدیدی را به مخاطبان آن اضافه کرد. سال ۱۳۸۷ شبکه بی بی سی فارسی با تیم حرفه ای و جوان شکل متفاوت و نوظهور دیگری را از شبکه های ماهواره ای ارائه کرد. با این حال تکیه اصلی این شبکه بر حوزه خبر و اطلاع رسانی بود و هنوز جای خالی شبکه های مختص سبک زندگی به چشم می خورد.

یکی دو سال بعد شبکه های ماهواره ای فارسی وان، من و تو و جم با تکیه بر برنامه های سبک زندگی و سرگرمی شروع به کارکردند. تا پیش از این مخاطبان فارسی از طریق شبکه ام بی سی پرشیا، فیلم ها و سریال های خارجی را با زیرنویس فارسی می دیدند. اما این شبکه ها با دوبله برنامه های خارجی فصل جدیدی را در رسانه های ماهواره ای آغاز کردند.

دوبله های ضعیف و آماتوری این شبکه ها، گرچه اعتراضات گسترده فرهیختگان را در پی داشت، اما باعث جلب انبوه بیشتری از مخاطبان در سراسر ایران شد. مخاطب ایرانی که از تلویزیون ایران و نگاه یک سویه اش به تنگ آمده بود به دنبال یافتن جهانی دیگر جذب سریال های کلمبیایی، ترکیه ای و کره ای شدند. سریال هایی که با نمایش هنرپیشه های خوش چهره، لباس های زیبا وشیک و به لطف داستان های عشقی و تابوشکن که تا آن زمان دیده نشده بود، بینندگان زیادی به خصوص از میان زنان را به خود جذب کردند.

از سوی دیگر جامعه ایران که آن زمان زیر فشارها و تنش های بعد از انتخابات به سر می برد همچون مخدری که او را از تلخی روزمره جدا می کرد، به سمت این برنامه ها کشیده شد.

ضعف تلویزیون ایران، به شهادت نشست تخصصی شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای، که در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، مقصر اصلی گسترش این شبکه ها تشخیص داده شد و تلویحاً گفته شد که صدا و سیمای دولتی ایران، بازی را واگذار کرده است.

سازمان صدا و سیما به دلایل مختلف از جمله مشکلات نظارتی شدید در عرصه برنامه سازی ضعیف است. این سازمان حتی نتوانسته برنامه های پر مخاطب خود را حفظ کند. به طور مثال برنامه های تاک شو ( TALK SHOW) با کمی نزدیکی به خط قرمز ها تعطیل و مجریانش ممنوع التصویر شدند.( شاخص ترین مثال این برنامه ها مثلث شیشه ای با اجرای رضا رشیدپور، و کوله پشتی با اجرای فرزاد حسنی بودند ).

همچنین خیل عظیمی از کارگردانان و هنرمندان ناراضی، خواسته و یا ناخواسته، از همکاری با تلویزیون ایران دست کشیده اند. حتی برنامه ای مثل صبح به خیر ایران که زمانی مخاطب زیادی داشت کیفیت و مخاطب خود را از دست داده است . شاید تنها برنامه موفق تلویزیون که به رغم نگاه منتقدانه، هنوز پخشش متوقف نشده، برنامه نود با اجرای عادل فردوسی پور باشد.

تلویزیون ایران که راه و رسم برنامه سازی جذاب به سبک و سیاق سایر شبکه های حرفه ای را نمی داند، به ناچار دست به دامان برنامه های نمایشی می شود. علاوه بر این صدا و سیما که باز هم به دلیل قوانین محدودکننده، از پخش کثیری از فیلم های سینمای ایران محروم شده (تلویزیون نسخه پخش شده در سینما را قبول ندارد و برای نمایش اصلاحات خود را اعمال می کند)، در تمامی شیکه های ملی و استانی، ساخت تله فیلم و آثار نمایشی را در دستور کار خود قرار داده تا جبران مافات کند.

به این ترتیب برنامه های نمایشی ایرانی، دژ مستحکم صدا و سیما در برابر هجوم شبکه های ماهواره ای است. اما شبکه های ماهواره ای فارسی هم درجستجوی فضایی جدید هستند و حالا چندهفته ای است که اولین سریال کاملا ایرانی تولید خارج، به نام رویای شیرین از شبکه فارسی وان پخش می شود.

رویای شیرین روایتگر داستان دختر جوانی است در سودای خوانندگی و به دلیل محدودیت های ایران به خارج می رود. فیلمنامه ضعیف و خط قصه کلیشه ای بزرگترین مشکل این برنامه است. شخصیت پردازی در آن به خوبی رعایت نشده است. دیالوگ نویسی هایش چنگی به دل نمی زند و بازی هایش به دل نمی نشیند.

با این همه این سریال با استفاده از ندا سیدی که به دلیل حضور در برنامه آکادمی گوگوش برای مخاطب آشنا است سعی کرده است تا بینندگان بیشتری را با خود همراه کند. همچنین این برنامه سعی کرده تا از ظرفیت آواز و موسیقی، که در تلویزیون ایران ممنوع است استفاده کند، اما تا نتیجه مطلوب همچنان فاصله زیادی دارد.

صدا و سیمای ایران سال ها است که تصویری واقعی از جامعه ایرانی نشان نمی دهد و بر اساس سیاست گذاری های کلان خود خط قرمزهای شدیدی دارد که باعث می شود بسیاری از سبک های زندگی ایرانی در تلویزیون قابل پخش نباشد. اما هر جامعه ای دوست دارد تا تصویر خودش را از دریچه هموطنان و هنرمندان خودش ببیند.

حالا گام جدیدی برداشته شده است تا شاید آلترناتیوی در حوزه آثار نمایشی شکل بگیرد و پرده سی و چند ساله بر چهره سریال های ایرانی کنار برود. و البته این تنها با استفاده از موسیقی و آواز و یا اشاره های اجتماعی- سیاسی مثل گشت ارشاد و… حاصل نمی شود.

مخاطب ایرانی می خواهد تصویر واقعی خودش را ببیند؛ این تصویر از رنگ و لباس های جذاب ( که در تلویزیون ایران جزو خط قرمزها است ) گرفته تا روابط و شخصیت ها و مهم تر از همه قصه هایی که سی و چندسال است در صندوقخانه برنامه های نمایشی ایران و پشت حجاب سانسور پنهان مانده است را شامل می شود.

برچسب مقاله

پست مرتبط

ارسال یک دیدگاه.