آذر ۲۰, ۱۳۹۶

دلایل موفقیت سریال های ترک و ناکامی ما

دلایل موفقیت سریال های ترک و ناکامی ماReviewed by عموسَت on Oct 31Rating: ۵.۰دلایل موفقیت سریال های ترک و ناکامی مادیگر کمتر کسی را می توانید پیدا کنید که لااقل یک بار سریال های ترکیه ای را ندیده باشد. این را با جرات می شود گفت. بعضی ها هم که معمولا خود را از مشاهده این سریال ها بری می دانند، دستکم گاهی در مهمانی چشمشان به این تصاویر آشنا شده

دیگر کمتر کسی را می توانید پیدا کنید که لااقل یک بار سریال های ترکیه ای را ندیده باشد. این را با جرات می شود گفت. بعضی ها هم که معمولا خود را از مشاهده این سریال ها بری می دانند، دستکم گاهی در مهمانی چشمشان به این تصاویر آشنا شده. بعضی ها با اشتیاق این مجموعه ها را دنبال می کنند و برخی بعد از دیدن چند دقیقه سری به افسوس تکان می دهند و احتمالا به حال دسته قبلی تاسف می خوردند. هرچه باشد می شود قاطعانه ادعا کرد این سریال ها خود را به اغلب خانواده های ایرانی تحمیل کرده اند.

Harim_Soltan

شاید نشود از کیفیت هنری این سریال ها دفاع کرد و شاید بررسی این سریال ها با معیارهای زیبایی شناسی خطا باشد، اما یقینا سریال های ترکیه ای به عنوان پدیده های رسانه ای، قابل بررسی اند.

اینکه چرا بخش زیادی از مردم با همه اعضای خانواده به تماشای این تصاویر می نشینند و اینکه چرا تا این حد این سریال های بسیار طولانی مورد توجه قرار گرفته اند، مساله کم اهمیتی نیست. اینکه خانم ها و افراد مسن و بازنشسته خانواده از طبقات مختلف اجتماعی مهم ترین مخاطبان این سریال ها هستند، مساله مهمی است، اینکه کنترل از دست بینندگان این سریال ها نمی افتد و دائم بین چند شبکه مختلف که همه متعلق به یک مجموعه اند و همان سریال ها را پس و پیش نشان می دهند مساله مهمی است، ولی اینکه چرا تلویزیون و سیماهای خودمان برای این اقشار برنامه ریزی ندارند، موضوع مهم تری است. اینکه چرا تلویزیون خودمان نتوانسته برای مردم جذابیت چندانی ایجاد کند و کارزار رقابت را به حریف ترک باخته، هم مساله مهمی است. چه این سریال ها را دوست داشته باشیم و پیگیری کنیم و چه نه، این پدیده اهمیت فراوان دارد و حتی آنها که دراین باره سرشان را با افسوس و تحقیر تکان می دهند هم باید این اهمیت را بپذیرند.

 

اما واقعا ترک ها در این سریال ها دارند چه می کنند؟

 توجه فراوان به روابط دورن خانواده و روابط عاطفی اعضای خانواده با دیگران مهم ترین محور مضمونی این سریال هاست. ماجراهایی که در لایه رویی شان جذابیت های داستانی را مورد توجه قرار داده اند اما نهایتا با عادی سازی رذایل اخلاقی، از طریق نمایش مکرر، باعث و بانی لطمه به خانواده می شوند. مردی که به رغم داشتن زن و فرزند به زن دیگری دل می بازد، دو برادر که عاشق یک زن می شوند و خواهرانی که رقیب عشقی  یکدیگرند، زنی که با دسیسه و انواع تمهیدات در صدد مال خود کردن مرد یک خانواده است، زنان نجیب و شریفی که مورد خیانت و هوسرانی مرد خود قرار می گیرند، فرزندانی که هریک نارسایی های عاطفی خود را در کنار دیگران جستجو می کنند و معمولا هم راه به خطا می روند، طلاق های مکرر، ازدواج های مکرر، مثلث ها و مربع های عشقی، روابط نامشخص، فرزندانی که پس از سالها می فهمند پدر یا مادرشان آنی که فکر می کردند نبوده و پدر واقعی، مرد دیگری است که تا حالا فکر می کردند همسایه یا دایی و یا دوست پدرشان است. خیانت این طرف به آنطرف و برعکس و ده ها تم مشابه دیگر مضامین غالب در سریال های ترکیه ای را تشکیل می دهند. مواجهه صریح، مستقیم، عادی و دمکرات منشانه با این ماجراها تبعات کمی ندارد.

جالب آنکه معمولا در پایان این سریال های ماراتون گونه، آدم خوب ها به آرامش و سعادت می رسند و آدم بدها سزایشان را می گیرند، البته بعد از سه چها سال و پس از آنکه انواع و اقسام بدی و توطئه و گناه را روی آدم خوب ها امتحان کردند و ضربات بسیار به آنها و البته به اعصاب بینندگان سریال زدند.

 

سریال های مختلفی مثل عمر گل لاله، شمیم عشق، روزی روزگاری، عشق و جزا، کارادایی، دیلا خانم، کوزی گونی، فاطماگل و امثالهم نمونه هایی هستند که مضامین اشاره شده را با میزان بالا درخود دارند.

 طبعا چیز عجیبی نیست که خانواده های ایرانی از هر طبقه اجتماعی به این سریال ها واکنش مثبت و پیگیرانه نشان دهند. افزایش میزان برخی پدیده ها و آسیب های اجتماعی همچون طلاق و خیانت، در جامعه معاصر ایران، احساس نزدیکی مخاطب ایرانی را با اتفاقات درون این سریالها بیشتر کرده است.

 

از سوی دیگر، این سریالها با ایجاد کشش بالای دراماتیک، خلق شخصیت های رنگارنگ و تعلیق های به جا توانسته اند جمع زیادی از مخاطبان هدف شان را به بینندگان پیگیر و دایمی خود تبدیل کنند.

می توان گفت اولین هدف ساخت این سریال ها همین جذب و نگهداشتن انبوه مخاطبان دایمی است که طبعا منجر به جذب آگهی بیشتر هم  خواهد شد و جنبه اقتصادی پررنگی هم دارد. تکرارهای زیاد این سریال ها که بی وقفه و پشت سر هم از چند شبکه پخش می شوند و بینندگان خود را تا سرحد اعتیاد پیش می برند، همین کارکرد را دارند. جالب آنکه به محص اتمام یک سریال مثلا سیصد قسمتی از یک شبکه، بلافاصله یک شبکه دیگر از نو پخش آن را آغاز می کند.

 هدف دیگر، بی تردید نشان دادن ترکیه ای متنوع، پیشرفته، مدرن، متکثر و آزاد است و البته ترو تمیز و دیدنی. نماهای زیبا از استانبول و مساجد و مناظر منحصر به فردش، تنگه بسفر و جغرافیای جذابش، بناهای شیک و تمیز و  بزرگ، فضای آرام و امن بی شک اهداف توریستی این سریال ها را تامین می کنند. در تمام این سریال ها نماهای زیبایی از بسفر و پل مشهورش، تصاویری از دوسوی استانبول، برج گالاتا، برج دختر، مسجد ایاصوفیه، بناهای مدرن و عظیم و بسیاری موارد مشابه را می توانید ببینید. تازه این درحالی است که در برخی از این سریال ها شهرهای گمنام ترکیه که طبیعت جالب توجهی دارند نیز به عنوان لوکیشن مورد استفاده قرار می گیرند. نظیر یک روستای سنگی در سریال شمیم عشق.

 

تردیدی نیست که مخاطب شناسی در این سریال ها تعریف شده و کاملا هدفمند است. کنار هم گذاشتن افزایش میل به سفر به ترکیه و رونق روز افزون سریال های ترکیه ای نتایج جالبی به دست می دهد و تاثیر این سریال ها بر رونق گردشگری ترکیه را انکار ناپذیر می کند.

 کافی است یکبار به استانبول سفر کنید تا در حین عبور از مکان های مختلف، از زبان تورلیدر یا همسفرانتان بارها نام سریال ها و شخصیت های آن را بشنوید؛ اینجا جایی است که فلان بخش از فلان سریال را فیلمبرداری کردند، این خانه که می بینید در فلان سریال خانه فلان شخصیت بوده، رستورانی که فلان شخصیت با دوستش شام خوردند همین رستوران بوده، گرمابه ای که فلان خاتون سریال حریم سلطان رگش را زده اینجاست و نظایر این!

به نظرم در این میانه شناخت اهمیت رسانه و استفاده موثر و هدفدار از آن در راه نیل به هدف را باید بسیار جدی گرفت. ترک ها به موثرترین شکل ممکن از قدرت نفوذ رسانه تلویزیون بهره می برند و در زمانه ای که موج سریال های جذاب امریکایی و اروپایی دنیا را تسخیر کرده، با تولید سریالهای خودشان می خواهند از قافله عقب نمانند. بر عکس ما که به رغم غنا، توان و پتانسیل بالا چه در عرصه نیروی انسانی و چه در حوزه سوژه و داستان، به دلایل مختلف مدیریتی و ممیزی هیچ توفیقی در تولید آثار جذاب نداشته ایم.

 

بی گمان قصدم تایید آنچه در این سریال ها اتفاق می افتد نیست بلکه جلب توجه به سمت کارهایی است که می توانیم و باید انجام می دادیم و ندادیم و نمی دهیم.

اما به گمانم سریال حریم سلطان اساسا اوضاع متفاوتی دارد. این سریال ساحت های گوناگونی را مدنظر دارد که آن را از سایر مجموعه های ترکیه متمایز می کند. علاوه بر هدف جذب مخاطب انبوه و وجه گردشگری که در این مجموعه هم مثل بقیه وجود دارد، یک نگاه تاریخی پررنگ هم قابل ردیابی است.

اگر سه سال پیش در موتورهای جست و جو کلماتی مربوط به امپراطوری عثمانی را سرچ می کردید، به یک سری اطلاعات کلی بر می خوردید که درباره برخی از سلاطین این خاندان وجود داشت. سریال که آغاز شد و کمی پیش رفت زمزمه هایی راه افتاد که به وجود یک سری تعارضات تاریخی اشاره داشت. تعارض میان آنچه در سریال روایت می شد و تصور مردم ترکیه از تاریخشان و شخصیت ها و وقایع تاریخی کشورشان.

حالا بعد از سه سال از آغاز پخش “حریم سلطان” وقتی همان کلمات قبلی را در فضای مجازی جستجو کنید به صفحات متعددی برخواهید خورد که با جزییات زیاد، انبوهی از اطلاعات را درباره وقایع دوران سلطان سلیمان و زندگی او و فرزندان و همسر و سوگلی ها و وزرای اعظم و حتی خواجگان حرمش در اختیار شما قرار خواهد داد. و فکر می کنید این همه اطلاعات از کجا به یکباره به تاریخ ترکیه افزوده شد؟!

“حریم سلطان”، تاریخ دوره سلطان سلیمان را دوباره نوشت. طبعا تاریخدانان باید درباره میزان افزوده ها و کاسته ها و میزان صحت و سقم اطلاعات این سریال و تطابق ها و تناقض ها با تاریخ اظهارنظر کنند اما آنچه مسلم است و از جزییات فیلمنامه برمی آید بخش قابل توجهی از جزییات، ساخته و پرداخته ذهن فیلمنامه نویسان و کارگردانان است و استناد تاریخی ندارد.

سلطان سلیمان در کشاکش ماجراهای بسیار که در سریال دیده می شود، بارها و بارها به نام سلطان جهان و پادشاه عالم خوانده می شود و همه چیز جوری نمایش داده می شود که انگار ایران و اروپا تماما زیر سیطره مطلق سلطان عثمانی بوده است. لازم به یادآوری نیست که کم کاری های اساسی و کم مهری های ویرانگر ما درباره پیشینیان و گذشته مان مولفه ای تعیین کننده در کمرنگ شدن تاریخ ایران است. کاری که ترک ها و اروپاییان و امریکایی ها نمی کنند و با استفاده از مدیوم قدرتمند سینما و تلویزیون، تاریخ را آنگونه که می خواهند می نویسند. حالا کودک و نوجوان و بزرگسال ایرانی سلیمان عثمانی را بسیار بیشتر می شناسد تا شاه عباس و شاه طهماسب و نادرشاه و کریم خان و کورش و خشایار و شاهزاده جهانگیر و بایزید و مصطفی را بسیار بیشتر می شناسد تا لطفعلی خان و عباس میرزا. و شک نکنید که از امیرکبیر را به اندازه ابراهیم پاشا و رستم پاشا نمی داند. اگر هم ایرانی ها را بشناسد منبع شناختش فیلم های آنطرفی است. حریم سلطان، یک شب با پادشاه، الکساندر، سیصد، ابن سینا و کلی فیلم دیگر، شخصیت ها و رویدادهای تاریخ ما را به دلخواه خودشان تصویر می کنند و در تمام جهان به نمایش می گذارند و ما فقط تماشاگریم. تو گویی خودمان هم علاقه ای به ثبت و یادآوری و اشاعه تاریخمان نداریم. بی تردید در محکمه تاریخ ما گناهکارانیم.

برچسب مقاله

پست مرتبط

سعید گفت:

واقعیت تلخ به این میگن باخت فرهنگی وما بد باختیم به ترکیه بدونید تو ذهن بچه ها و مردم چه تاثیر بدی گذاشته و تنها هدفش تنزل شعور مردم به پایین ترین سطح و کعبه ساختن از خود و فرهنگشونه البته مردم ما از با فرهنگترین و با شعورترین مردم دنیا هستند و تو این جنگ تلفاتی خواهیم دید وفعلا ما خودمونو زدیم به خواب

ارسال یک دیدگاه.